هر فیلم جنگ ستارگان، رتبه

ساخت وبلاگ

مدتها پیش در کهکشان دور و دور، جنگ ستارگان وجود نداشت، و کسب و کار و هنر فیلم ها کاملا متفاوت بود.

بله، از لحاظ فنی فقط 42 سال زمین زمین و در کهکشان راه شیری ما بود، اما قبل از استودیو ها درباره "franchises" (خارج از ایستگاه های برگر پادشاهان و موبایل)، "چادر"، "جهان سازی" یا بازاریابی توده ای (اسباب بازی) به عنوان یک عامل در دادن یک پروژه سبز سبز. پیش از آنکه یک فیلم بتواند در حدود یک میلیارد دلار جایگزین شود. زمانی بود که هنوز جدایی بین فیلم های A و B وجود داشت، به این معنی که فیلم های علمی تخیلی / فانتزی بودجه بندی شده و به صورت های مختلف پخش شده و به یک بازار طاقچه تبدیل شده اند. ما از یک دوران استقلال حیرت انگیز در هالیوود دور شدیم، که در آن فیلم های بزرگ شده بود که هرگز در ایالات متحده نبوده است - در میان آنها بانی و کلاید، فارغ التحصیل، نیمه شب کوبوی، M * A * S * H، The Godfather ، و راننده تاکسی - مخاطبان بزرگ و پاسخگو را جلب کرد. هیچ کمیک کمیک وجود نداشت که نوجوانان نوجوان بتوانند نیروهای خود را در زمینه بازاریابی و پوشش رسانه ای فیلم ها با افراد شلیک اسلحه های اشعه به هم متصل کنند.

من 15 ساله بودم که اذان را دیدم - اولین باریک "مدرن" بود که در تابستان 1975 در اولین شب بازش بود. این یکی از تجربیات بزرگ سینمای من در زندگی من بود. از اولین ضرب المثلی از نمره جان ویلیامز به انفجار ارگاسم یکی از بدترین هیولا های فیلم - یک هیولا به ندرت دیده می شود، به این دلیل که کوسه های مکانیکی به نحوی خیلی بد کار می کردند که مدیر جوان درخشان، استیون اسپیلبرگ و ویراستار وی Verna Fields ، مجبور بود بر روی آن برود - ما می دانستیم که بازی تغییر کرده است. من هرگز در یک تئاتر بسته بندی شده ای احساس نکردم. آرزو می کنم که آنجا باشم

دو سال بعد، جرج لوکاس، یکی از اعضای اسپیلبرگ، سر و صدای زیادی داشت که تغییری در بازی داشت. من شاهد جنگ ستارگان بودم (قسمت Episode IV: New hope attached to title) هفته بعد از باز شدنش، در یک تئاتر بزرگ و کامل. به عنوان یک تکه فیلم سازی، آن جاش نبود. این بازی متغیر بود (به نوعی)، تیراندازی ها به صورت یکسان در هر کلاس درجه B قرار داشتند و اوج هم بسیار قابل پیش بینی بود. اما دشوار نبود که در تردید قرار بگیرد. من هرگز چیزی را تجربه نکردم مانند اثر اولین سفینه فضایی که به نظر می رسد به سمت راست بالای سر و روی صفحه نمایش برود. همانند بسیاری از مردم، من با صحنه کینتینا مخلوطی از کازابلانکا، ستاره دنباله دار و غربی های قدیمی، از صحنه غرق شدم. من نمره پر انرژی LP از جان ویلیامز را از دست دادم، با باز کردن رزمی مضحک و انگیزه های نوآورانه، یکی از دلگرمی ها و دیگری (برای دارت وایدر) به عنوان بهترین چایکوفسکی تکان دهنده بود. به عنوان یک استودیوی Ealing و Hammer buff، من بهشت ​​را دیدم که نشان می دهد Alec Guinness و Peter Cushing - به من خوشامد با داوید پرووسی، وزنه برداری تحت لباس Veder که قبلا هیولا در آخرین ظاهر کوشینگ به عنوان دکتر Victor فرانکشتاین چیزهای بی اهمیت ترسناک!

 

...
نویسنده : anna بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت: 13:28